مـــقدمه
دستيابي به سعادت و شادكامي در زناشويي مي دانيد كه به آساني ممكن نيست.چون بايدزوجها جهت نيل به اين هدف انساني پيشاپيش سرمايه گذاريهاي لازمه را بعمل آورند،كه در غير اينصورت اين مهم در زندگي زناشويي زوجين محقّق نمي شود.
از طرفي،اگر چه ممكن است كه برخي از پيوندها به طور تصادفي و شانسي قرين شادكامي و خوشبختي گردد وليكن نمي توانيم دل به اين استثنائات خوش داشته و سرنوشت خود را به تصادف و احتمال واگذاريم.از قراين فوق چنين بر مي آيد كه جهت تصاحب شادكامي بايد طرفين زناشويي مسلّح به آگاهيهاي زندگي بخش گردند،و بهره مندي از اين موهبت نيز منوط به اين است كه زوجين به اهميت اين مسئله معترف باشند،زيرا در غير اينصورت زوجين در زندگي زناشويي خود مواجه با تنگناها و باز دارندگيهاي بحران آفرين مي شوند.به همين دليل هر گونه سرمايه گذاريهاي سازنده جهت نيل به هدف ارزشمند،معقول و پسنديده است.
ممكن است پنداشته شود كه در اين خصوص بيش از اندازه معقول گرفتار اغراق و بزرگنمايي شده ايم.ليكن شواهد و قراين موجود به سادگي اين امر را ثابت مي كند.زيرا در اين عصر و زمانه خانواده هاي سنتّي به امواج سهمگيني مواجه هستند و چنانچه اقدامات خنثي كننده اي را اتخّاذ نكنند.در يك چشم بر هم زدن در باتلاق و بحران زناشويي گرفتار مي آيند،فلذا بدين دليل است كه ضرورت دارد كه طرفين پيوند پيشاپيش مسلّح به ظرايف ارتباطي كارامد گردند.تا بدين واسطه سازگاري زناشويي حاصل شده و همدلي و همسويي زوجين حاصل گردد زيرا در دوره بسيار پيچيده اي زندگي مي كنيم و شرايط حاكم امروزي كاملا“ با گذشته تفاوت دارد.با اين وجود در اين راستا نبايد محاسن پيشين زناشويي را ناديده بگيريم.
كوتاه سخن اينكه لازم است كه زن و شوهر ها،بيشتر از گذشته خود را به آگاهيها مسلّح ساخته و بدين واسطه سعادت دنيوي و اخروي خويش را تضمين نمايد.
واقعيّت اين است كه زن ومرد،هر كدام از ويژگيهاي منشي و شخصيّتي متفاوتي برخوردار هستند زيرا قطع نظر از تفاوتهاي بيولوژيكي،اين دو جنس به گونه متفاوتي اجتماعي شده و جامعه پذير مي شوند.به زبان ديگر،الزامات مرئي و نامرئي جامعه از دختر و پسر توقّعات و انتظارات متفاوتي دارد و اين دو جنس بطور غير ارادي خود را با هنجارهاي جامعه سازگار مي سازند تا بدين واسطه قوام و دوام اجتماعات تضمين شود.
هدف از اين تحقيق اين است كه شما با چند معيار براي انتخاب همسر و نيز ارزش و اهميّت ازدواج آشنا شويد.همچنين احاديث و رواياتي كه آورده شده است بيشتر ارزش ازدواج را اثبات مي كند،و هم يادآور مي شود كه انتخاب به اين مهمّي را بايد با دقّت بيشتري انجام داد.
(روش انجام كار و انتخاب نمونه ها)
اين تحقيق با مشاركت و همراهي اعضاي تهيّه كننده گرد آوري شده است.
براي تنظيم اين تحقيق گروهي كتابها و مجلات و نشريات مختلف ما را ياري رساندند و با خواندن آنها توانستيم پرسشنامه اي گردآوري كنيم.
دانش آموزان محترم دبيرستان الزّهرا 2 ما را در اين امر ياري نمودند و با استفاده از نظرات سازنده آنها و همچنين با پاسخگويي شان به سئوالات پرسشنامه تحقيق ما را همراهي كرده اند.
ما سعي كرديم از تمام منابع موجود براي اين كار استفاده كنيم و توانستيم با همياري هم و با راهنماييهاي دبير محترم خود ظرف مدّتي چند ماهه اين كار را انجام دهيم.
براي اينكه تحقيق ما مورد تأييد و آموزنده براي خوانندگان باشد به ميدان رفته ايم و با مشورت و نظر خواهي از نوجوانان و جوانان و دانش آموزان دبيرستان خود تحقيق و مطالب را گرد آوري و تدوين نموده ايم.همچنين با درصد بندي پاسخهاي پرسشنامه سئوالات بسته و گرد آوري چند پاسخ براي سئوالات باز كار شما را در نتيجه گيري از پاسخهاي دانش آموزان به پرسشنامه آسانتر كرده ايم تا مورد توجّه بيشتر شما قرار بگيرد.
(ازدواج يا پيوند مقدّس)
تمام پسران و دختران در سنين خاصّي نيازمند به ازدواج مي باشند و اينخواسته يك موضوع طبيعي و نياز غريزي است كه از درون انسان و بدون تلقين و تعليم سر چشمه مي گيرد.
براي جلوگيري از غريزه جنسي سه راه متصوّر است :
الف)پناه بردن به مواد باز دارنده از قبيل خوردن قرصهاي مخصوص موادّمخدّر
ب )آلوگي به بي بندوباري واستفاده از روش هاي نامشروع
ج )اقدام به ازدواج و سنّت الهي و تشكيل خانواده
راه اوّل را انسانهاي آگاه و عاقل محكوم نموده اند و معتقدند كه در اين فرض هستي انسانها به تباهي كشيده شده و بدون بازدهي و بهاء اين وديعه بزرگ الهي نابور مي گردد زيرا اين غريزه پر قدرت سر آغاز حركت و قدرت و عامل مهّم عشق در زندگي مي باشد.
فساد راه دوم بي شك از راه اوّل بيشتر است زيرا علاوه بر نابودي معنوي و شخصي ضررهاي اجتماعي و اسلامي فراواني را به دنبال خواهد داست.پس اين راه هم ممنوع گرديده است چون روح جوانمردي و انسانيّت در آنان كشته مي گردد.
فضيلت ازدواجراه سوم راه طبيعي و مشروع و معقول بوده و خداوند متعال در قرآن مجيد و پيشوايان معصوم در احاديث خود بدان ترغيب مي نمايند و اين امر مهم را يك فريضه مقدّس و پر ثمر معرفي مي نمايند.
امام صادق(ع)مي فرمايند :هيچ لذّتي و عيشي در دنيا و آخرت بالاتر از مجامعت با زنان و ازدواج نمي باشد.
پس ارزش هيچ چيز نزد خداوند متعال به اندازه خانه اي نيست كه براي ازدواج ساخته ميشود.
همچنين امام صادق(ع)از جدّ بزرگوارشان نقل مي كنند كه :هر كس ازدواج كند به وسيله آن نصف دينش را حفظ كرده است.
اينها نشان ميدهد كه ازدواج يك سنّت الهي و محبوبترين عبادتهاست و با اقدام به اين امر مقدّس لذّت زندگي را مي توان احساس كرد و با نيروي ازدواج از گناهان و چشم چراني و معصيت خداوند مي توان مصون ماند و دين و شخصيّت اجتماعي را از سقوط و انحراف و هوسهاي شيطاني حفظ كرد.
كيفر ترك ازدواج
ازدواج در اصل يك عمل مستحب مؤكّد است و امّا اگر كسي در اثر نداشتن همسر مرتكب گناه گردد يا به زحمت بيفتد در اين صورت واجب است زن بگيرد و خود را از ارتكاب به حرام و از تحمّل ناراحتيهاي جنسي نجات دهد.بدترين افراد در جهان افراد مجرّد شمرده و اين افراد را برادران شيطان و ياران او مي دانند.
رسول اكرم(ص)در مورد ترك ازدواج مي فرمايند :شرورترين افراد شما مجرّدها هستند كه برادران شيطانند و نيز مي فرمايند :ارزش ركعتي از نماز شخص متأهّل بالاتر از ارزش عبادت شب و روز مجرّد است كه شبها را به نماز قيام كند و روزهايش را به روزه داري سپري نمايد.
خداوند نيز در قرآن بيان مي كند :ازدواج كنيد اگر فقير باشيد خداوند شما را بي نياز ميكند.
همسر موجودي است عاطفي كه انسان تصميم مي گيرد يك عمر زندگي مشترك با وي را آغاز كند و اسرار بيروني و دروني زندگي خود را در اختيار او بگذارد و آنچنان روابط نزديكي با وي پيدا مي كند كه شبيه آن در كسي متصوّر نيست و لذا در هنگام ازدواج بايد متوسّل به خدا شده و از وي استمداد نمود تا همسر صالح و نيكويي نصيب وي نمايد و علاوه بر آن سزاوار است از هيجان زدگي و ذوق زدگي و از هوا و هوس در انتخاب همسر كاملا“ اجتناب نمود و با پدر و مادر و افراد دين دار در اين زمينه مشورت كند و صفات همسر به ويژه ديانت و فرهنگ و اخلاق او را در نظر بگيرد و آنگاه به اين امر مقدّس اقدام نمايد.امام ششم مي فرمايند :هر گاه كسي از شما قصد ازدواج كرد سزاوار است دو ركعت نماز بخواند و خدا را بخواند كه همسري عفيف و امين،با ديانت و متواضع و حافظ ناموس و اسرار نصيب وي كند.
رسول خدا (ص)مي فرمايند :هر گاه خواستگاري به سراغ شما آمد كه داراي ديانت و اخلاق باشد او را رد نكنيد وگرنه فتنه و فساد زمين را فرا مي گيرد.
ازدواج بر اساس ماديّات و شهوت
ازدواج بر اساس جاه طلبي و مال اندوزي و ...معمولا نتيجه اش ندامت و پشيماني است زيرا اين قبيل ازدواجها بر مبناي غرضهاي غير منطقي و بدون ريشه صورت مي پذيرد و هنگام برخورد با كوچكترين مانعي از هم مي پاشد.
زن ثروتمند اگراز اخلاق خوب برخوردار نباشد مال و ثروت خود را به رخ شوهرش كشيده روح و روان او را آزار مي دهد و موجب اختلاف شديد و احيانا“جدايي و طلاق مي شود.
همچنين زن زيبا در صورت عدم تقواي كافي صيد هوسرانان فاسد و عيّاشان انسان نما قرار گرفته و افكار شوهرش را پريشان مي سازد.اما ازدواج با افراد دين دار و با اخلاق و عفيف نتيجه اش سعادت و آرامش روحي است.زيرا چنين همسراني با خوي همسر خود مي سازند و در كارها به آنان كمك مي كنند،فرزندان خويش را خوب تربيت مي كنند و به درآمد شوهران خويش توجه نموده و در هزينه زندگي صرفه جويي مي كنند،و چنانچه كمبودي از نظر جمال و ...داشته باشند و با اخلاق و رفتار خود آن را جبران مي كنند.
احتياط در انتخاب همسر
دين مبين اسلام در انتخاب همسر فوق العاده توجه داده و پيروان خود را به دقّت و احتياط لازم دعوت نموده است و از آنجا كه ازدواج طرفين عقد را به زندگي هميشگي ملزم مينمايد و گسستن اين عقد تا حدودي مشكل است.مي توان گفت :در اثر عقد ازدواج هر كسي خود را به وسيله آن زنجير مي كند و به بند هميشگي مي كشاند و بايد توجه داشت كه با انتخاب همسر با چه نوع زنجيري خود را به بند مي كشيم.از اين جهت خود زن شوهر و پدران ومادران آنان در اين امر سرنوشت بايد خيلي هوشيار باشد و با افراد بي تقوا و بي ديانت بويژه با شرابخوران ازدواج ننمايند.
نشانه هاي ظاهري همسري مطلوب يكي از هدفهاي اساسي ازدواج تأمين نياز جنسي و ايجاد آرامش در روح و روان زن وشوهر مي باشد هر اندازه زن وشوهر نسبت به همديگر ايده آل و مطلوب بوده و علاوه بر ديانت و تقوا از نظر ظاهري نيز داراي كمالات و محسّنات بوده باشد به همان نسبت مورد علاقه و محبوب يكديگر خواهند بود.بنابراين جمال و زيبايي،مديريت وهنر،كمالات علمي و...همه و همه در اين موضوع نقش موثر داشته اند.
پيامبر(ص)مي فرمايند :در بهترين زنان من كساني هستند كه داراي جمال و زيبايي بوده و مهريه هاي كم داشته باشند و با زناني كه چشمان سبز و كبود دارند ازدواج كنيد زيرا آنان داراي خير و بركت مي باشند.تحقيق و مراقبت بيشتر درانتخاب همسربررسي سخنان معصومين و مطالعه زندگي آن بزرگواران و فتواهاي فقها و مراجع عاليقدر نشان مي دهد كه هر چقدر تحقيق در انتخاب همسر عميق تر بوده باشد و صفات ظاهري و باطني همسر را بهتر و بيشتر مورد دقّت قراردهند نتيجه اش مطلوبتر و رضايت بخش خواهد بود.البتّه وسواس بيش از حد زيان بخش و خطرناك است.نگاه كردن به سر و صورت دختر پيش از ازدواج سخن گفتن و نگاه كردن به وي از نظر اسلام ضروري و مورد سفارش قرار گرفته است و علما بزرگ شيعه نيز در اين رابطه فتوا داده و آنرا مجاز و لازم دانسته اند و پيامبر و ائمه اطهار(ع)قبل از ازدواج اين مسئله را مراعات مي نمودند.
هنر وكار همسر
هنر و مهارتهاي مختلف همسران در امور زندگي و خانه داري مورد توجّه دين اسلام قرار گرفته و اين ويژگيها را يكي از امتيازات آنان قرار داده است.مديريت زن در داخل خانه و كمالات و هنرهاي فنّي و اقتصادي او و بالاخره آشنايي همسر به رموز آشپزي و پرورش اولاد در شخصيت و آبروي همسرش شديدا“ مؤثّر خواهد بود و اگر زن اشكال و نقصي در يكي از موارد فوق داشته باشد چه بسا آبروي شوهر زير سؤال خواهد رفت.دختران جوان بايد بدانند كه رمز موفّقيّت آنان در خانه شوهرانشان بستگي به هنرها و كمالات و اطلاعات شوهرداري و خانه داري آنان دارد و آنان مادران و فاميلهاي خود را به عنوان همكار نخواهند برد.
ويژگيهاي همسر مناسب شامل موارد زير است :
1-اصالت خانواده و ديانت و تقوا و فرهنگ آنان
2-دوشيزه و بكر بودن همسر كه بيشتر سفارش شده است
3-زايا و بچه دار شدن
4-عفيف بودن و شرم و حياي او
5-مودّت و محبّت او به همسرش
موانع ازدواج
با اينكه در دين اسلام دستوراتي براي ازدواج صادر شده است و اين امر مقدّس يك نياز طبيعي و همگاني است و جوانان پس از رسيدن به سن مخصوص چاره اي جز ازدواج ندارند.در عين حال مي بينيم موانعي بر سر راه اين پيوند الهي به وجود آمده و مانع اجراي اين امر خير مي گردند و جوانان عزيز در دوران بحران غريزه جنسي معمولا“قدرت نزديك شدن و پياده نمودن مراسم ازدواج را ندارند.معمولا“چهار مورد از مهمترين موانع ازدواج هستند :
1-هزينه هاي سنگين
2-برتري طلبي
3-سوءاستفاده هاي نا مشروع
4-بي تفاوتي والدين
هزينه هاي سنگين
پايبند شدن به رسومات موهوم و خيالي و سنگين كردن هزينه هاي ازدواج و توقّع هاي بي مورد يكي از موانع اجراي ازدواج در اجتماع است.بر آوردن آرزوهاي بيجا و تشريفات زائد با هزينه هاي كمر شكن موضوع ازدواج را ناممكن و يا دشوار ساخته است.با اينكه جشن ويژه و مراسم مخصوص و دعوت مؤمنين به وليمه عروسي امري مستحب است و شرع مقدّس اسلام نيز به آن دستور داده است ولي اين مراسم نبايد با خرجهاي گزاف و كمر شكن و شهوت طلبي همراه باشد.امروزه هزينه مخارج ازدواج آنقدر بالا رفته است كه كمتر جواني مي تواند به خود جرئت داده و بار چنين مخارجي را تحمّل نمايد.اگر چه دستور تزويج و اقدام به چنين امر مقدّس يك موضوع همگاني و عمومي است و زن و مرد و دختر و پسر واجد شرايط و نيازمند ازدواج بايد اين سنّت الهي و نبوي را عملي سازند اما با توجّه به وضع زندگي و مراسم پر تشريفات عصر حاضر و سنگيني مهريه ها و...عملا“اين موضوع را در مورد اكثريّت جوانان غير ممكن ساخته است.
برتري طلبي
عامل دوم از موانع ازدواج برتري طلبي و اشكال تراشي در مورد انتخاب همسر است.ديانت و فضائل اخلاقي وحديّت و آزادي در انتخاب همسر از اصول ازدواج به شمار مي رود.هدفهاي اقتصادي و مال اندوزي و ملاحظات ديگر در انتخاب همسر باعث انحراف در مسير اين امر مقدّس است.چه بسا دختراني هستند كه حاضر نشده اند با افراد متديّن و با اخلاق ازدواج كنند سرانجام شانس ازدواج را به كلّي از دست داده اند و بالعكس مردان زيادي هم پيدا مي شوند كه سراغ پيرايه ها و شخصيت هاي كاذب و مادّي مي روند و نتيجه اش عدم موفّقيّت يا ندامت پس از ازدواج است.
سوءاستفاده هاي نامشروع
گسترش فحشاء در انحرافات جنسي و استفاده هاي نا مشروع از جمله عوامل موانع ازدواج است.زمانيكه زنان و مردان در اثر عواملي تحريك گرديده و نسبت به هم عشق و جاذبه جنسي پيدا كردند.فقط به سوي فساد وانحراف گام بر مي دارند.عوامل خطرناك آنرا بايد از فيلمهاي سكسي و نامناسب،عكسهاي مبتذل و شرم آور و...جستجو كرد.
بي تفاوتي والدين
يكي از دستورات اسلام مسئله مشورت و تبادل نظر است.اين امر حياتي انسانها را از گرفتار شدن به ضررهاي مختلف سياسي و اجتماعي،اقتصادي و نظامي مانع شده و در راه كمال يابي و پيشرفت را به صاحبان خود باز مي كند و لذا مي بينيم براي دستيابي به پيروزيها و زندگي بهتر و جلوگيري از ضررها و مشكلات اجتماعي و...در سطوح مختلف جهاني و كشوري و اداري افراد صاحب نظر دور هم جمع شده و به تبادل افكار مي پردازند كه سازمان ملل،كنفرانسهاي بين المللي،شوراي نظامي و دولتي از آن جمله مي باشند.اگر والدين غريزه جنسي فرزندان را ناديده بگيرند و با ازدواج آنها موافقت ننمايند و در تهيّه مقدمات اين امر مقدّس بي تفاوت باشند،در اينصورت ولايت و اجازه آنان از نظر شرعي و عرفي ساقط مي گردد و جوانان بايد در اينصورت،خود در اين مورد تصميم گيري كنند.زيرا هر گونه درنگ در اين مورد باعث گرفتاري و مبتلا شدن به گناه و انحراف اخلاقي و جنسي خواهد بود و پدر و مادرنيز شريك جرم مي باشند.
با صداقت انتخاب كنيد
در امر ازدواج و انتخاب يك هميار محترم براي شراكت در زندگي صداقت بسيار مهم است و اينكه دو طرف با هم صادق باشند و از همان روز خواستگاري در صورت پسند يكديگر تمام مسائل خود را راست و درست براي هم باز گو كنند چون اگر در طول زندگي مشترك دروغها آشكار شوند زندگي سست مي شود و مقدّمه سقوط و طلاق را طي مي كند.بنابراين خوب است كه صداقت حرف اول را بزند و صدق و صفا زندگي را به باغ پر از گلهاي حقيقت تبديل كند و اينكه صداقت نداشتن يعني صاف نبودن دلها و خدچه وارد كردن به اعتماد زوج جوان و سوق دادن زندگي و شكست و عدم موفّقيّت زندگي ، در اين روزگار پول زوجين حرف اول را مي زند و براي همين آمار طلاق افزايش پيدا كرده و اگر صداقت باشد هيچ فردي نمي گويد كه(دوستت دارم)در صورتيكه پولش را دوست ميدارد
همين است كه بسياري از عشقها دروغي گشته و روي بسياري از قلبها را انعكاس و لكه هاي ناشي از ثروت پوشانده است. اگر اين پرده كنار رود تمام حقيقتها آشكار مي گردد.
راستي و درستي در زندگي پايه هايي آهنين براي خانه زندگي مشترك مي سازد و بهتر
است بدانيد اختلافات زن وشوهر هاي زيادي بر سر آشكار شدن ناگهاني دروغ آنهاست كه سبب از بين رفتن اعتماد ها مي شود و سرانجام به طلاق مي انجامد.
معيارهاي ازدواج
يكي از موضوعات بسيار مهمّي كه بايد راجع به آن بحث مفصلّي نمود و با كمال احتياط به
طرف او قدم بر داشت مسئله ازدواج و زناشويي است زيرا معناي عقد بستن يك زن را براي يك مرد گره زدن شرايطي را كه مي توان در آن زني مطابق اهل زندگي و روزگار پيدا كرد اينگونه مي باشد :
اول آنكه از خانواده هاي پست و بد سابقه زن نگيرد زيرا در وسائل از حضرت رسول نقل شده كه فرمودند :اي مردم بپرهيزيد از آنكه از مزبله گل بچيند اصحاب مراد آنجانب را ندانستند و چون سؤال كردند فرمود زن خوش صورت از خانواده پست مثل چيدن سبزي از كنار مزبله است و چون آن دختر در دامن محبّت آنها پرورش پيدا كرده قطعا“از اخلاق رذيل آنها نيز دارد و هم افق با آنها گشته است.
دوم اينكه تا ممكن است دختر باكره بگيرد زيرا منظور ازدواج دو چيز است يكي التذاذ بودن در امر زناشويي و البته اين معني از باكره بهتر محقّق مي شود دوم پيدا كردن اولاد كه ثمره وجود انسان است و ارزش هر نهالي به ميوه اوست و اين معني هم از باكره بهتر حاصل ميگردد و ممكن است زيادتر از او اولاد به وجود آيد و در وسائل نيز از حضرت رسول نقل شده :زنان باكره اي كه مي زايند اختيار كنيد و هرگز زنان خوش صورتي كه نازا مي باشند نگيريد به درستي كه به زيادي امت خود در روز قيامت مباهات و فخر ميكنم.
ممكن است در بعضي موارد گرفتن زن شيعه و باكره فضيلت داشته باشد چنانچه در حديث نقل شده كه روزي حضرت رسول از جابر بن عبدالله انصاري پرسيدند چرا عيال بيوه اختيار نمودي؟عرض كرد در خانه چند خواهر داشتم ميخواستم بهتر با آنها سلوك نمايد.حضرت او را تحسين فرمودند و مرحبا گفتند و با اينكه نعمت اولاد از نظر پيامبر به اين اندازه با اهميّت و ارزش است .
متأسفانه ابناءزمان ما از پيدايش اولاد جلوگيري مي نمايد يا اينكه خداي نخواسته پس از انعقاد نطفه وحيات اولاد در رحم او را سقط مي كنند و بچه بي گناهي را مي كشند كه علاوه بر گناه بزرگي كه نموده اند بايد ديه هم بدهند چنانچه در كتب فقها مفصلا“ذكر شده است و در مزمت زن نازا مرحوم مجلسي نقل مي كنند كه شخصي شرفياب حضور مبارك پيامبر (ص)گرديد و عرض كرد :من دختر عمويي دارم كه از هر جهت آراسته و متديّن است فقط عيب او آن است كه نمي زايد آيا او را بگيرم؟حضرت فرمودند :نه مگر نمي داني چون حضرت يوسف به برادر خود بنيامين فرمود :با فراق من چطور حاضر شدي عيال بگيري و با او كامراني كني؟عرض كرد :پدرم مرا امر فرموده به اين عمل شايد گوينده لا اله الا الله از من بوجود آيد.سوم اينكه تا ممكن است عيال علويّه و سيّده بگيرد تا اينكه اگر از حيث نسب از شجره طيّبه پيغمبر اسلام دور است به اين سبب خود را نزديك به آنها گرداند و خود را محرم زهرا(س)نمايد چنانچه در حديث نقل شده كه پيامبر اكرم(ص)فرمودند :هر نسب و دامادي در روز قيامت قطع مي شود مگر نسب و دامادي من كه هر كس به يكي از اين راه به من نسبت پيدا كند يا نسبت او در قيامت محفوظ خواهد ماند و نيز در وسائل از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمودند
:بهترين زناني كه مرداني اختيار مي كنند زنان مسلماني هستند كه با اولادهاي خود و شوهران خويش از ديگر زنان مهربانتر خواهند بود.
چهارم اينكه زني را فقط از براي مال يا جمال او نگيرد زيرا اگر زني را كه مي گيرد هيچ عنايتي به دين و عفّت او نداشته باشد فقط منظور او از ازدواج با او جمال يا مال او باشد آن مرد از جمال و مال به او بهره اي نخواهد رسيد و حسرت آنها را به گور خواهد برد چنانچه در وسائل از حضرت رسول نقل شده كه فرمودند :كسي كه زني را بگيرد فقط براي خوشگلي او كه اگر خوش صورت نبود او را نمي گرفت از جمال او بهره اي نميبرد و كسي كه زني را فقط از براي مال او بگيرد كه اگر مال نداشت او را تزويج نمي كرد خداوند او را به آن مال و زن واگذاري مي كند و كسي را كه به غير خودش واگذار نمود هلاك خواهد گشت پس بر شما باد آنكه زنان متديّنه را ازدواج نماييد و در حديث ديگر از حضرت صادق(ع)نقل شده كه فرمودند :هر گاه زني را از براي دين او ازدواج نمودي خداوند جمال ومال هم به تو عنايت مي فرمايد.
يكي از اشتباهات غير قابل جبران كه موجب گرفتاري دائمي انسان ميشود آن است كه كسي زني را ازدواج نمايد كه از حيث ثروت و دارايي بر او مقدّم باشد و خواسته باشد با ثروت و عيال خود در دنيا زندگاني نمايد اين زندگي از براي شخصي با غيرت ازمرگ بدتر خواهد بود و در تمام عمر شب و روز بايد نزد عيال خود شرمنده باشد و نتواند با او يك كلمه سخن بگويد و هر شب از او سوءاخلاق ببيند و حقا اين زندگاني بسيار تلخ خواهد گذشت وشايد يك معناي بد از ازدواج باشد. در ازدواج بايد مقدار ثروت و دارايي مراعات شود واگر كسي خواسته باشد درتمام عمر خود غصه خوراك و پوشاك عيال خود را نداشته باشد با پايين تر از خود در ثروت وصلت نمايد تا آن زن چون به خانه شوهر آيد از هر جهت خانه و زندگي او را بهتر از خانه پدر ببيند و هرگز نه لباسي كه مي پوشد بهتر از لباسي باشد كه در خانه پدر ميپوشيده تابااين معني قهرا“ او را دل گرم به زندگاني شوهر نمايد و هميشه شوهر در نظراو با عظمت جلوه خواهد كرد.
پنجم آن كه زني اختيار نمايد كه هميشه شوهر در نظر او با عظمت است زيرا وقتي مهر او كم باشد در مقايسه با زني كه مهر او زياد باشد مزمت شده.
حضرت صادق(ع)فرمودند:شوميّت زن در آن است كه مهر او زياد و وضع حمل او دشوار باشد در وسائل از پيغمبر اسلام (ص)نقل شده كه فرموند:بهترين زنان امت من زني است كه خوش صورت باشد و مهر او كم باشد و زياد قرار دادن مهر عيال خطر بزرگي كه در بين دارد آن است كه ممكن است بين آنها توافق و صميميّت زناشويي واقع نشود و هر گاه مهر عيال سنگين باشد انسان يا قدرت ندارد مهر او را بدهد يا اينكه حاضر به تحمل هزاران مشقت،عيالي اختيار كرد به زودي راضي نمي شود از اوضاع او بنمايد و دو مرتبه خود را به زحمت گرفتن عيال ديگري مبتلا گرداند و ثانيا“ چون اولاد شرعا“ ملحق به پدر مي باشد هر گاه خواسته باشد عيال خود را طلاق دهد مبتلا به سرپرستي و نوازش چند بچه بي مادر مي گردد و اين معني گرفتاري سختي است كه هرگز تا مرد مضطر نشود حاضر نخواهد شد خود را به چنين گرفتاري مبتلا سازد و هر گاه بر كسي به مقداري سخت بگذرد كه حاضر به اين معني باشد سزاوار نيست كه راه خدادادي از براي او نباشد و تا آخر عمر خود در اثر سنگيني مهر عيالش نتواند خود را از گرفتاري نجات دهد.
ششم آن كه هر گاه خواسته باشد زني را ازدواج نمايد اگر به توصيف كردن زناني كه او را ديده اند رفع اشتباه مي شود و مي داند كه آن زن داراي چه اوصافي است به همان توصيف آنها اكتفا نمايد والا خود آن زن را ببيند نه از روي شهوت بلكه از روي اجبار يك نظر به او نمايد و صورت و موي او را ببيند تا اينكه دانسته احترام به ازدواج او نمايد
و خود را ندانسته در چاه نيفكند چون عيال همسر يك عمر انسان است و هر گاه او را نديده ازدواج نمايد ممكن است سبب يك عمر پشيماني او گردد.و دلالت بر اين معني مي كند اختيار زياد يكي در وسائل نقل شده و از محمّد بن مسلم روايت شده كه گفت از امام محمّد باقر(ع)پرسيدم من قصد دارم زني را تزويج نمايم آيا جائز است به او نگاه كنم؟امام فرمودند آري تو آن زن را به قيمت گران مي گيري.
و نيز جمعي از اصحاب امام صادق(ع)از ايشان روايت مي كنند كه ما از آن حضرت پرسيده ايم:هر گاه كسي خواسته باشد زني را ازدواج نمايد جايز است كه به او نظر كند؟آن حضرت فرمودند اشكالي ندارد كه به صورت و خوبي هاي آن زن نگاه كند هر گاه خواسته باشد او را تزويج نمايد و نيز از حضرت صادق(ع)سئوال شد شخصي مي خواهد زني را تزويج كند آيا جائز است كه به او نگاه كند پيش از آنكه تزويج نمايد آن جانب فرمودند :آري،به او نگاه كند بدون نظر چرا مال خود را به او بدهد و هر گاه خود انسان بخواهد كسي را بگيرد و پدر او كسي ديگر را مايل باشد براي ازدواج او كسي ديگر را در اين صورت مخالفت ميل پدر نمايد و هر كه را خود مايل است بگيرد زيرا پيغمبر اكرم(ص)در جواب اين سئوال فرمودند تو مي خواهي با او عمري را به سر بري نه پدرت.
مرد اگر قدرت هم دارد مهر او را رد نمايد و او را طلاق دهد يك عمر حاضر مي شود در سخت ترين زندگي ها به سر برد او را طلاق ندهد بر خلاف آنكه اگر مهر زن كم باشد هر گاه ديد با او سلوكش نمي شود او را طلاق مي دهد و مهر او را در مي كند و خود او را از كسالت دائمي مي رهاند بعلاوهراضي نمي شود كه در فكر آن برآيد كه اصلا“مهر عيال خويش را انكار نمايد تا اينكه مبتلا به عقوباتي گردد كه در اختيار زياد به او اشاره شده و در سفينة البحار از حضرت صادق(ع)نقل شده :دزدان عالم سه طايفه مي باشند :كساني كه زكات مال خود را ندهند كسي كه مهر عيال خويش را بر خود حلال بداند و او را ندهد و كسي كه چون پول از كسي قرض مي كند قصد دادن او را نداشته باشد و نيز از آن حضرت در حديث ديگر نقل شده كه فرمودند :كسي كه مهر عيال خود را ندهد در حقيقت مثل آن است كه با آن زن در تمام زناشويي زنا كرده باشد و خوردن مهر زن از بزرگترين معاصي است و در روز قيامت خدا به او مي فرمايد :من كنيز خود را به تو حلال كردم در عوض مهر او،چون مهر او را ندادي مثل آن است كه با او زنا كرده باشي پس خداوند در عوض مهر آن زن عبادات شوهر را ميگيرد و به آن زن مي دهد تا اينكه آن مرد را به جهنّم افكند گفته نشود كه هر گاه مهر زن كم باشد امر طلاق در مابين مردم بسيار رايج است و به مجرد آنكه مختصر كسالتي بين زن و مرد اتفاق افتاد منجر به طلاق خواهد شد زيرا گفته مي شود در اسلام بر اساس مدارك اين كار معاصي و مجازات سختي دارد.
"همسر آينده"
زن ومرد پيش از ازدواج مي تواند يكديگر را ببينند.
مغبرت بن شعبه از زني خواستگاري كرده بودپيغمبر(ص)فرمود اگرقبلا" اورا مي ديدي اميد سازش وتوافق بيشتر بود.
محمدبن مسلم گويد از امام پنجم پرسيدم مردي كه مي خواهد ازدواج كند حق دارد زن را ببيند ؟فرمود آري به گران ترين قيمت مي خرد چگونه حق ديدن ندارد؟ حسن سري مي گويد ازحضرت صادق(ع) پرسيدم مرد جايز است قبل ازازدواج زن را به دقت ببيند پشت سر وصورتش را نگاه كند فرمود آري مانعي ندارد كه زن مورد نظر را از پشت سر يا جلوي رو ببيند.
باز مردي از آن جانب سوال كرد جايز است مرد موي سر وزيبائي هاي زن راكه مي خواهد ببيند؟ حضرت صادق فرمود اگر منظور لذت بردن نباشد وصرفا" غرض اطلاع از خصوصيات بدني زن باشد اشكال نداردودر خبر ديگري سوال مي كند جايز است زن بايستد تامرد اورا ببيند؟ مي فرمايد آري بلكه لباس نازك پوشيدن درآن موقع هم مانعي ندارد.
يكي از صحابه زني را خواستگاري كرده بود پيغمبر (ص) فرمود صورت ودستهاي اورا ببين .(مقصد اين روايت اين است كه اگر كسي زني را براي ازدواج انتخاب كرد وجملات ديگر را پسنديد مي تواند براي اطلاع از خصوصيات بدني اورا ببيند مبادا عيبي دروجودش باشد كه موجب پشيماني يا دلسردي يا احيانا" مايه’ تفرقه گردد نه اينكه حق دارد همه دختران را يك به يك اززير نظر بگذراند وسراپاي همه را برانداز كند تايكي را درآن ميان انتخاب نمايد.
"دختران را زود شوهر دهيد"
از ائمه (ع) نقل شده كه خداوند هرچه مورد نياز بشر بوده به پيغمبرش آموخته واز جمله روزي پيغمبر (ص) بالاي منبررفت وبعد ازحمدو ستايش الهي فرمود جبرئيل از جانب خداي رازدان برمن نازل شد وگفت دوشيزگان به سان ميوه’ شاخسارند به محض رسيدن بايد چيد وگرنه حرارت خورشيد ووزش بادهاي تند تباهش مي كند دوشيزگان چون به دوران بلوغ رسند طغيان غريزه’ آنها برشوهر درماني نداردوگرنه ممكن است فاسد وآلوده شوند چه آنان نيز بشرند ومسئله’ تعجيل در شوهر دادن دختر درروايات بسيار تا’كيد شده چنان كه در حديث علت اين دستور جلوگيري از فساد اخلاق دختران است ولي در حاشيه’ اين احاديث بايد موضوع رشد دختر و صلاحيت شوهرداري وتناسب سن زن و شوهر راهم رعايت كرددختري كه قدرت اداره, زندگي ندارد يارشد بدني براي ازدواج ندارد اگر به خانه شوهر رفت دچار مشكلات فراواني خواهد گرديدو سرانجام يا جان كندن تدريجي لست ويا تفرقه وطلاق كمتر اتفلق مي افتد كه اين زندگي ها به خصوص در اوائل كار بروفق مراد درآيد البته اگر معا شرت هاي مذهبي بود واخلاق ديني بر خانواده ها حكومت مي كرد ابن همه نابساماني ونگراني پيدا نمي شد واين همه امغان تمدن مادي وضعف نيروي مذهبي لست اما دروضع موجود جز رفت واحتياط وتحكيم مباني كار چاره اي نيست هم بايد عفت وتقواي دختر رارعايت كرد وهم خانه برسر راه سيل بنياد نگردد.
" بلوغ وازدواج"
هرفردي كه به سن بلوغ وزشد مي رسد بزرگترين آرزويش اين است كه ازدواج كند وبا به وجود آوردن زندگي مشترك اسقلال به دست آورد يكي از آيات خدا اين است كه از خود شما برايتان همسران آفريديم تا باآنها انس بگيريد وآرامش خاطر پيدا كنيد پيامبر اكرم فرموده مردي كه زن نداشته باشد مسكين وبيچاره است اگر چه ثروتمند باشد ودر اسلام بنايي پايه گذاري نشده كه نزد خدا محبوب تر وعزيز تراز ازدواج باشد .
"احترام شوهر"
هر كس به شخصيت خودش علاقه مند است وخودش را دوست دارد دلش مي خواهد ديگران به شخصيت او احترام بگذارند از توحين كنندگان متنفر است اگر كسي همسر خودرا بزرگ نمايان كند هيچ وقت كوچك نمي شود.
خوش اخلاقي براي همه ضرورت دارد به خصوص براي زن وشوهر چون هميشه و همه جا با هم هستند فردي كه مي خواهد به زندگي مشتركش خوش بگذرد بايد اخلاقش را اصلاح كند وهميشه شادوخندان باشدخوش زبان وشيرين بيان باشد وبا خوي بدش زندگي را نسوزاند وخودش وافراد خانواده را عذاب ندهد بهترين پشتوانه پيمان زناشويي اخلاق خوب دو طرف ازدواج است اكثر طلاق ها براثر بد رفتاري زن وشوهر وعدم توافق اخلاقي پيدا مي شود.عدم توافق اخلاقي نخستين علت بروز اختلافات است .
دنيا براي همه همسران يكسان نمي چرخد وچرخ روزگار هميشه بر طبق دلخواه نمي رود زندگي هزاران فراز ونشيب داردممكن است مال وثروتش را از دست بدهد وتهيدست شود .زن وشوهري كه پيمان زناشويي بسته اند به آن منظور است كه درهمه حال يارو غمخوار همديگر باشند پيمان زناشويي بايد چنان استوار ورشته الفت ومحبت به قدري نيرومند باشد كه درهمه حال برسرعهدو پيمان خويش باقي بماند درخوشي وناخوشي با هم باشند دربيماري وسلامتي يا درهر حال تنگدستي با هم باشند درواقع زن ومرد براي زندگي ساخته شده اند واين زندگي به معناي آسايش و راحتي است كه دونفر با انتخاب به جاي يكديگر به وجود مي آورندو تمام سرمايه شان در بهتر شدن وپيشرفت اين زندگي است واگر برنامه ريزي درآن روا باشد حتما" موفق خواهد بود .
"ارزش ازدواج"
ازدواج يك خواسته طبيعي است كه همه جوامع بشري واديان آسماني بر آن ارزش قرار داده اند مخصوصا" دين اسلام پيروان خود را به ازدواج دعوت نموده اند واز غربت برحذر مي دارد.
ازدواج نه تنها منفور نيست بلكه از ديدگاه اسلام امري مستحب ودر بعضي موارد واجب مي باشد واگر با قصد غربت انجام بگيرد عبادت نيز محسوب مي شود.
پيامبر گرامي اسلام وائمه اطهار درباره ازدواج تاكيد وسفارش فراوان كرده اند .
رسول خدا فرمود:هيچ بنايي در اسلام بنيان گذاري نشده كه نزد خدا محبوب تر از ازدواج باشد.حضرت صادق مي فرمايند:دوركعت نمازي كه انسان متعهل مي خواند ثوابش بيشتر از هفتاد ركعتي است كه انسان مجرد مي خواند.

